• عدد المراجعات :
  • 1114
  • 10/30/2010
  • تاريخ :

الدرس الرابع والاربعون

خط النستعليق

تعليم اللغة الفارسية

السلام علکيم ورحمة الله وبرکاته. يُسعدنا ونحن نلتقي بکم في حلقة أخري من برنامجکم "تعلّم الفارسية" في هذه الحلقة نستمع الي حوار عبر الهاتف بين مريم ومحمد، صديق أخيها علي. تعمل مريم في أحد مستشفيات طهران. وقررتْ هي وأخوها زيارة خالتها في المدينة. وخشية ان ينسي علي الموعد. تتصل به هاتفياً لتذکيره، لکنّه منهمک بدروسه في الجامعة. فيجيبها محمد. ونحن نتابع الحوار الذي يدور بينهما، لکن بعد الاستماع الي المفردات ومعانيها، وهي في جزئين کالعادة. فکونوا معنا.

المفردات: الجزء الاول.

تفضّلوا=بفرمائيد

مرحباً=سلام

صحيح؟=درست است؟

عذراً=ببخشيد

علي موجود=علي هست

أظنّ=فکر مي کنم

جامعة=دانشگاه

تعلم=مى دانى

يعود=برمى گردد

بالضبط=دقيق

لا أعلم=نمى دانم

الساعة الثانية=ساعت دو

 

********

اما الآن نستمع الي الجزء الاول من الحوار:

محمد: الو! بفرماييد.

محمد: الو! تفضّلوا.

مريم: الو، سلام. من مريم هستم.

مريم: الو، مرحباً. أنا مريم.

محمد: سلام مريم خانم. حالت چطور است؟

محمد: مرحباً السيدة مريم. کيف حالک؟

مريم: متشکرم. تو محمد آقا هستي؟ درست است؟

مريم: شکراً. أنتَ السيد محمد. صحيح؟

محمد: بله. بله. من محمد هستم.

محمد: نعم. نعم. أنا محمد.

مريم: ببخشيد علي هست؟

مريم: عذراً. علي موجود؟

محمد: نه. الآن علي اينجا نيست. فکر مي کنم در دانشگاه است.

محمد: لا. علي ليس هنا الآن. أظنّ أنـّه في الجامعة.

مريم: مي داني کي بر مي گردد.

مريم: تعلـَمُ متي يعود؟

محمد: دقيق نمى دانم. اما فکر مى کنم ساعت 2 بر مى گردد.

محمد: لا أعلم بالضبط. لکن أظنُّ أنّه يعود في الساعة الثانية.

 

*************

نستمع الآن الي الجزء الثاني من المفردات:

رسالة=پيغام

تعطي=مي دهي

رجاء=لطفاً

أنا منتظر=منتظر هستم

أنتظره=منتظرش مي مانم

شارع=خيابان

تنتظره=منتظرش هستي

قبالة=روبروي

ملاحظة=يادداشت

أکتب ملاحظة=يادداشت مي کنم

بلـِّغْ تحياتي=سلام برسان

 

********

 

اما الآن فنستمع أعزائي الي الجزء الثاني من الحوار:

مريم: تو پيغامم را به علي مي دهي؟

مريم: أنت تـُعطي رسالتي لعلي؟

محمد: بله. حتماً. بفرماييد.

محمد: نعم. حتماً. تفضلوا.

مريم: لطفاً به علي بگو من ساعتِ 5 عصر در خيابان حافظ منتظرش هستم.

مريم: رجاءاً قلْ لعلي. أنا سأنتظره في الساعة الخامسة عصراً في شارع حافظ.

محمد: او مي داند تو کجاي خيابان حافظ منتظرش هستي؟

محمد: هو يعلم في أيّ مکان من شارع حافظ أنتِ تنتظرينه؟

مريم: بله. روبروى بيمارستان.

مريم: نعم. قـُبالة المستشفي.

محمد: الآن يادداشت مي کنم. ساعتِ 5 خيابان حافظ. روبروى بيمارستان.

محمد: الآن أکتب ملاحظة ً. الساعة الخامسة شارع حافظ. قبالة المستشفي.

مريم: خيلي ممنون. خداحافظ. سلام برسان.

مريم: شکراً جزيلاً. في امان الله. بلـّغْ تحياتي.

محمد: متشکرم. خداحافظ.

محمد: شکراً. في أمان الله.

 

***********

نستمع الي الحواربشکل کامل وباللغة الفارسية فقط.

محمد: الو! بفرماييد.

مريم: الو، سلام. من مريم هستم.

محمد: سلام مريم خانم. حالت چطور است؟

مريم: متشکرم. تو محمد آقا هستي؟ درست است؟

محمد: بله. بله. من محمد هستم.

مريم: ببخشيد علي هست؟

محمد: نه. الآن علي اينجا نيست. فکر مي کنم در دانشگاه است.

مريم: مي داني کي بر مي گردد.

محمد: دقيق نمى دانم. اما فکر مى کنم ساعت 2 بر مى گردد.

 

********

مريم: تو پيغامم را به علي مي دهي؟

محمد: بله. حتماً. بفرماييد.

مريم: لطفاً به علي بگو من ساعتِ 5 عصر در خيابان حافظ منتظرش هستم.

محمد: او مي داند تو کجاي خيابان حافظ منتظرش هستي؟

مريم: بله. روبروى بيمارستان.

محمد: الآن يادداشت مي کنم. ساعتِ 5 خيابان حافظ. روبروى بيمارستان.

مريم: خيلي ممنون. خداحافظ. سلام برسان.

محمد: متشکرم. خداحافظ.

شکرا لحسن المتابعة والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته.


الدرس الثالث والاربعون

الدرس الثاني والاربعون

الدرس الحادي والاربعون

الدرس الاربعون

الدرس التاسع والثلاثون

الدرس الثامن والثلاثون

الدرس السابع والثلاثون

 

 

طباعة

أرسل لصديق

التعلیقات(0)