• عدد المراجعات :
  • 1253
  • 10/18/2010
  • تاريخ :

الدرس الحادي والاربعون

نستعليق

تعليم اللغة الفارسية

نحييکم أعزاءنا المستمعين ونرحب بکم في حلقة جديدة من سلسلة حلقات برنامجکم "تعلّم الفارسية".

مفردات وعبارات جديدة نتعلمها في هذه الحلقة خلال حوار بين علي وأخته مريم، وهي ممرضة تعتزم المجيء الي طهران قادمة من شيراز بحثاً عن وظيفة، وکذلک من خلال حوار آخر بين علي وزميله محمد.

نستمع الي الجزء الاول من المفردات، ثم الحوار، فکونوا معنا.

حالت چطور است؟ = کيف حالک؟

تو چطوري؟ = أنت کيف حالک؟

نمي دانم = لا أعرفُ

يک ساعت ديگر = بعد ساعة

مي رسم =أصِلُ

صدا = صوت

صدايم = صوتي

صداي ِ تو = صوتک

نمى شنوم = لا أسمع

ميگويم = أقولُ

تو مي شنوي = أنت تسمع

فهميدم = فهمتُ

ترمينال = محطة

مي آيم = أجيء

منتظر باش =أنتظر

منتظرم باش = إنتظرني

منتظر مي مانم =أبقي منتظراً

رستوران =مطعم

قطع شد =إنقطـَعَ

دوباره = ثانية

ارتباط قطع شد =إنقطـَعَ الإتصال

خواهر = أخت

خواهرت = أختک

مي آيد = يأتي

مي رسد = يصلُ

دانشجو = طالب جامعي

پرستار= ممرّضة، ممرّض

براي = لـ

کار= عمل

مي ماند= يبقي

شش = ستة

شش ماه = ستة ُ أشهر

 

*******

والآن نستمع الي الجزء الاول من الحوارعبر الهاتف بين علي وأخته مريم:

علي: الو، سلام مريم.

علي: الو، مرحباً مريم.

مريم: سلام علي. حالت چطور است؟

مريم: مرحباً علي. کيف حالک؟

علي: خوبم. تو چطوري؟ الان کجايي؟

علي: أنا بخير. کيف حالک؟ أين أنت الآن؟

مريم: درست نمي دانم کجا هستم. ولي فکر مي کنم که ما يک ساعت ديگر به تهران مي رسيم.

مريم: لا أعرفُ بالضبط أين أنا. لکن أظنّ أنـّنا سنصل طهران بعد ساعة.

علي: الو، مريم. صدايت را خوب نمي شنوم.

علي: الو مريم. لا أسمع صوتک جيداً.

مريم: مي گويم، يک ساعت ديگر به تهران مي رسم. علي صدايم را مي شنوي؟

مريم: أقول، سأصلُ الي طهران بعد ساعة. علي... تسمع صوتي؟

علي: آرى. فهميدم. يک ساعت ديگر به تهران مي رسي. پس من هم به ترمينال مي آيم. آنجا منتظرم باش.

علي: نعم. فهمتُ. ستصل الي طهران بعد ساعة. إذن أنا أيضاً أجيء للمحطة. إنتظريني هناک.

مريم: باشد. منتظر مي مانم. اما کجا؟

مريم: حسناً. أبقي منتظرة. لکنْ أين؟

على: در رستوران. ا... قطع شد.

علي: في المطعم. ا... إنقطـَعَ.

 

 

*******

نستمع الي الحوار مرة أخري وباللغة الفارسية.

علي: الو، سلام مريم.

مريم: سلام علي. حالت چطور است؟

علي: خوبم. تو چطوري؟ الان کجايي؟

مريم: درست نمي دانم کجا هستم. ولي فکر مي کنم که ما يک ساعت ديگر به تهران مي رسيم.

علي: الو، مريم. صدايت را خوب نمي شنوم.

مريم: مي گويم، يک ساعت ديگر به تهران مي رسم. علي صدايم را مي شنوي؟

علي: آرى. فهميدم. يک ساعت ديگر به تهران مي رسي. پس من هم به ترمينال مي آيم. آنجا منتظرم باش.

مريم: باشد. منتظر مي مانم. اما کجا؟

على: در رستوران. ا... قطع شد.

 

*******

الآن نستمع الي الجزء الثاني من الحوار ويدور بين علي ومحمد:

محمد: خواهرت به تهران مي آيد؟

محمد: أختک تأتي الي طهران؟

علي: آري. يک ساعت ديگر به تهران مي رسد.

علي: نعم. ستصلُ الي طهران بعد ساعة.

محمد: خواهرت دانشجو است؟

محمد: أختک طالبة جامعية؟

علي: نه. او پرستار است. براى کار به تهران مى آيد وشش ماه اينجا مى ماند.

علي: لا. هي ممرّضة. تأتي الي طهران للعمل وتبقي هنا ستة اشهر.

 

 

*******

نستمع الي الحوار مرة أخري باللغة الفارسية.

محمد: خواهرت به تهران مي آيد؟

علي: آري. يک ساعت ديگر به تهران مي رسد.

محمد: خواهرت دانشجو است؟

علي: نه. او پرستار است. براى کار به تهران مى آيد وشش ماه اينجا مى ماند.

الي اللقاء والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته.


الدرس الاربعون

الدرس التاسع والثلاثون

الدرس الثامن والثلاثون

الدرس السابع والثلاثون

الدرس السادس والثلاثون

الدرس الخامس والثلاثون

الدرس الرابع والثلاثون

 

 

 

 

 

 

 

 

طباعة

أرسل لصديق

التعلیقات(0)